محمد مهريار
14
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
كلمات مثل ارزنان و ارزنگان ( ارسنجان ) و گندمان ، انجيران ، انجيلان و انجيلآوند . در سرتاسر ايران مثالهاى بسيار دارد كه باز همه نشانهء علاقهء مردم محل به اين محصولات بوده است . از آنچه گفتيم مىتوانيم نتيجه بگيريم كه علل تسميه و نامگذارى محلها در ايران چيزى از اين قرار و مقوله است و نمىتواند اسمى بر ديهى بىمناسبت گذاشته شود و حتى مىتوان گفت كه محال است نامى مهمل بر ديهى گذاشته شود ، منتها در حال حاضر به علت تغيير كلمه ما معنى آن را آشكارا و روشن درك نمىكنيم . مثلا امروزه كلمات كربكند و يا دليجان ، دليگان ، كتهبونچه « 1 » در نظر ما بىمعناست ، ولى چون آنها را از هم باز كنيم و مورد دقت قرار دهيم معانى آنها آشكار مىشود . نكتهء ديگر اينكه وجوه تسميهاى كه پيشينيان ذكر كردهاند و ارباب سير و تواريخ و نويسندگان مسالك و ممالك و فرهنگها آوردهاند ، اكثرا عوامانه و غيرقابل قبول است ؛ مثلا در كتاب محاسن اصفهان در وجه تسميهء جىّ و اصفهان مىگويد : « كه آن را جىّ ناميدهاند به اين دليل كه آن را جىّ بن زراره برآورد به هنگام پادشاهى اسكندر » . اينگونه وجوه تسميه همه نشان مىدهد كه شيوهء كار آنها در اين مواضيع ، تحقيقى و علمى نبوده است . نويسنده ابتدا در نظر داشت بحث واژهشناسى ديهها و روستاهاى كهن را ، كه در نظر او جلوه بديعى داشت ، دربارهء تمام ديهها و روستاهاى كهن كشور به مورد عمل و اجرا بگذارد ، ولى حقيقت اينكه ضعف مزاج و وسعت دامنهء كار او را از اين كار بازداشت و همت خود را از آن قاصر يافت . از اينرو در اين مقال ، فحص خود را بر ديهها و روستاهاى كهن اصفهان منحصر مىدارد ، باشد كه پژوهشگران بعد را خود كليدى باشد تا در ساير نقاط كشور پژوهش شايسته معمول دارند . قواعد و اصول نامگذارى اينك كه اين مقدمه دارد به پايان مىرسد لازم مىدانم قواعد و اصولى را كه در مطاوى اين پيشگفتار توضيح داده شد و بهدست آمد بهطور فهرست براى تتميم فايده ذكر كنم : 1 - وجوه تسميهاى كه اغلب آميخته به افسانه است ، مثل اينكه تيران و تهران از « تهران »
--> ( 1 ) - براى توضيحات بيشتر راجع به اين واژهها ن . ك . به : همين فرهنگ ذيل عناوين مربوط .